تبليغاتX
تا بی انتها

تا بی انتها

مدیریت زندگی
چندقاعده ی ساده

 

هزارن سال قبل مردخردمندی به نام کنفوسیوس گفت زندگی به واقع ساده است واینکه تنها زمانی دشوارمی شود که مااٌٌصراربرپیچیده کردن آن داشته باشیم .درزمانهای نزدیکترمردبزرگ وتابناکی به نام آینشتاین پیداشدوگفت حتی خداوندساده ترین راههارابرمی گزیند .درحالیکه مادردنیای پیچیدهای زندگی میکنیمزیرا دراغلب مواقع با پیچیدگیهای زندگی دست به گریبان می شویم ودراین میان سادگیهارافراموش می کنیم ..

 

آنچه ضروری است

  1. درهرشرایطی نگرش وبرداشت خوبی داشته باشید . به زندگی نگاه مثبت بیاندازید وهمیشه سپاسگذارباشید .
  2. زندگی خودرا براساس احترام بنا کنید .به خداوند عشق بورزید .بادوستان وبستگان خودمهربان باشید .باهمه وازجمله خودتان به نیکی رفتارکنید .
  3. منصف باشیدودرهمه ی امورصداقت به خرج دهید
  4. پذیرای چالشها ومشکلات زندگی باشید .سختکوش وپرتلاش باشید واگرشکست خوردید دوباره به پاخیزید .
  5. مشتاق یادگرفتن باشید .
  6. اززندگی لذت ببرید .خنده رافراموش نکنید .

 

      بدون اطلاع ازچندقاعده ی ساده کسی نمی تواند اززندگی لذت ببرد.  اگی ماندینو

منبع:بزرگترین درسهای زندگی (هارل اربن)

 

 

+نوشته شده در شنبه 10 اسفند1387ساعت5:44 بعد از ظهرتوسط فاطمه ناصرپور |
اسرار ايجاد انگيزه نامحدود

شايد شما افكار خود را روي كاغذ ننويسيد. اما زمانيكه به گذشته خود باز مي گرديد و به هر آنچه انجام داده ايد فكر مي كنيد به يك نقطه مي رسيد! چگونه آن شخصي كه هميشه دوست داشتيد باشيد. آيا به اهداف خود رسيده ايد؟

سؤال اين است كه آيا زمانيكه به گذشته خود مي نگريم احساس خشنودي مي كنيم يا پشيماني؟

زندگي كوتاه است

ما تا ابد روي زمين نيستيم. اگر شما هميشه به خواسته هاي خود برسيد ديگر انگيزه اي براي شما وجود نداشت كه سعي و تلاش كنيد تا رؤياهايتان به واقعيت تبديل شود. همه به انتهاي جاده زندگي خواهيم رسيد و در آن لحظه به پشت سر خود نگاه مي كنيم تا به داستاني كه خلق كرده ايم بنگريم.

ولي اكنون در قسمت هيجان انگيز داستان قرار داريد. شما مي توانيد داستان پرمعنا و باارزشي خلق كنيد كه قهرمان متفكر و كاردان آن خودتان هستيد. از همين امروز شروع كنيد. اين مهم نيست كه تا اين لحظه چه كرده ايد. مي توانيد بهتر و بيشتر از اين تلاش كنيد. شايد تا به حال به اهداف بزرگي و با ارزشي دست پيدا كرده باشيد. خوب اكنون وقت آن است كه به راه خود ادامه دهيد.

داستان زندگي شما تمام نشده است. شما بايد آن را تمام كنيد. هر انتخابي كه مي كنيد هر عملي كه انجام مي دهيد باعث ادامه داستان مي شود. امروز مي خواهيد به داستان زندگي خود چه چيزي اضافه كنيد.

آيا شما مانند اكثر مردم باشيد مي خواهيد به يك هدف دست پيدا كنيد يا رويايي را دنبال مي كنيد. اما هنوز يك اقدام قاطع انجام نداده ايد؟ اكثر مردم در زندگي خود رؤياهاي بزرگي دارند اما براي رسيدن به آرزوي خود اقدامي نمي كنند. و اميد در ذهن آنها كمرنگ مي شود و اين تفكر كه در ذهن آنها نقش مي بندد كه رؤياهايشان هيچگاه نمي تواند رنگ واقعيت بگيرد. آنها به زندگي گذشته خود مي نگرند و آنچه مي بينند با نااميدي ساخته اند.

اين اتفاق براي شما نخواهد افتاد. شما يكي از معدود افرادي هستيد كه فقط در رؤيا سير نمي كنند بلكه عمل مي كنند تا آنرا به واقعيت تبديل كنند.

پشيماني يكي از حالتهاي غم انگيز و تأسف آور مغز است. غم انگيز چون جلوي تكامل را مي گيرد و تكامل همان چيزي است كه وجود هر شخصي بدنبال آن است. تأسف آور براي اينكه مي توانست اين طور نباشد شما هنوز وقت و منابع لازم را در اختيار داريد (تا زنده هستيد.) تا بتوانيد زندگي را كه مي خواهيد بسازيد. به خود بگوييد: «من براي هميشه وقت ندارم اگر مي خواهم اين كار را انجام بدهم بايد آن را انجام دهم.»

هيچ زماني بهتر از اكنون نيست. اكنون بهترين زمان براي شروع است. لازم نيست كه كل زندگي خود را تغيير دهيد. يك گام كوچك در جهت درست كل كاري است كه بايد انجام شود. اين مهم نيست كه در زندگي چه مي خواهيد، شما مي توانيد آن را بدست آوريد. اما بايد اين فرآيند را آغاز كنيد. امروز زمان را پيدا كنيد تا هدف خود را به حركت در آوريد.

+نوشته شده در شنبه 11 آبان1387ساعت1:13 بعد از ظهرتوسط فاطمه ناصرپور |
بياموزيم چگونه زندگي را ساده تر كنيم

بسياري از افراد در زندگي خود با پستي و بلندي هايي  روبرو مي شوند و با نااميدي متوقف مي شوند و كار خاصي نمي كنند. آنها فكر مي كنند كه اين آسانترين راه است؟! آيا آنها يك تكان كوچك به خود داده اند؟

يكي از واجبترين ويژگيهاي شخصيتي كه بايد رشد داده شود خود اعتباري است. اين كار خيلي سخت نيست ولي بسيار مفيد است. براي اقدام درست در مورد شخصيت خود بايد اعمال غير طبيعي و غير خالص را از زندگي خود حذف كنيد رل بازي نكنيد. ديگر لازم نيست خود را براي آنچه شما را كسل مي كند هيجان زده نشان دهيد. ديگر نگران اينكه ديگران درباره شما چه فكري مي كنند نباشيد. آيا اگر اينگونه باشد زندگي ساده تر نيست؟ آيا زندگي شما زيباتر نمي شود؟

دنياي مدرن بار زيادي را به ما تحميل مي كند. اكثر مردم از انجام بسياري اعمال خودداري مي كنند. ميليونها تصميم كوچك مي گيريم و انرژي زيادي را هدر مي دهيم آيا بهتر نيست چند تصميم بزرگ بگيريم؟

حقيقت اينست كه ما نمي توانيم مراقب افراد زيادي يا مسائل زياد كه در اطرافمان وجود دارد باشيم. و نمي توانيم خود را فداي افراد زيادي كه اطراف ما هستند بكنيم البته نبايد اين سخن با خودخواهي اشتباه گرفته شود يا اينكه فكر كنيم نبايد به اطرافيان كمك كرد بلكه مفهوم اين سخن آن است كه نبايد فكر و زندگي و اعمال خود را تحت تأثير افكار و سخنان اطرافيان قرار داد مانند آن حكايتي معروف كه پيرمرد و نوه اش با الاغي در راهي مي رفتند و هر بار مردم به آنها چيزي مي گفتند يكي مي گفت چرا سوار الاغ نمي شويد در ادامه راه با شخصي برخورد مي كردند كه مي گفت عجب مردم سنگدلي هستيد كه با اين بار دو نفري سوار الاغ مي شود خلاصه آن دو آنقدر سوار پياده شدند كه الاغ آنها سر پلي به رودخانه افتاد و توشه و مركب خود را از دست دادند. اين حكايت در عين سادگي حرف بزرگي را دارد بسياري از ما در كودكي آنرا شنيده يا خوانده ايم ولي كمتر كسي به مفهوم آن عمل مي كند بسياري از ما موقعيتهاي زندگي خود را فداي قضاوتهاي مردم مي كنيم همانند آن پيرمرد و نوه اش كه سرمايه خود را فداي قضاوت مردم كردند.

اگر چند تصميم بزرگ بگيريم زندگي بسيار ساده تر است:

بيشتر مراقب چه كسي هستيد؟

چه نوع آدمي هستيد و دوست داريد چگونه باشيد؟

خواسته ها و تواناييهاي شما چيست؟

آيا مي خواهيد براي خودتان كار كنيد؟ چه كاري؟

آيا مي خواهيد چيزهايي خلق كنيد كه مورد توجه ديگران باشد و از آن لذت ببرند؟

آيا مي خواهيد كه يك ويلاي كوچك با حوض و فواره داشته باشيد؟

آيا آنچه كه روي آن انرژي صرف مي كنيد براي شادي شما واجب نيست؟

همه اين موارد ناديده گرفته مي شوند. آنها زندگي را ساده مي سازند. راههاي شما را مشخص مي كنند. و انرژي شما روي يك انتخاب متمركز مي شود.

وقتي سعي در پاسخ دادن به سؤالات مانند اينها داريد، از كمك خواستن از افراد خبره و موفق نترسيد. از اين افراد براي توسعه افكار خود استفاده كنيد بيشتر ما براي كشف اينكه چه چيزي براي ما بهترين است احتياج به كمك ديگران داريم.

اگر باور داشته باشيد كه كاري را مي توانيد انجام دهيد يا باور داشته باشيد كه نمي توانيد همان گونه خواهد شد.

تمركز باعث كم شدن شك و ترديد مي شود و قدرت و اطمينان شما را تقويت مي كند.

شك هاي ما خائنان به ما هستند، و با ترس مانع تلاش مي شوند. در شرايطي كه مي توانستيم بسيار عالي باشيم باعث باخت مي شوند.

بخش اعظمي از قدرت ناخودآگاه مغز و هيجانات ما در حال استفاده است و مرتباً هرز مي رود.

اين ناخودآگاه مي تواند مسائل مشكلي را حل كند، نقشه هاي فوق العاده اي طرح كندو براي ما خوشي آرامش به ارمغان بياورد. ناخودآگاه شما با انرژي كم، خروجي زيادي مي دهد.

حتماً براي شما هم بسيار پيش آمده كه در حين مسواك زدن، آفتاب گرفتن، شستن اتومبيل ناگهان چيزي را كشف كرده باشيد! در اين حالت بخش خود آگاه مغز كار نمي كند ولي قسمت ناخودآگاه جوابي را كه شما نياز داريد پيدا مي كند چون در اين لحظات آرامش داريد.

بخش ناخودآگاه انتخابي است. وقتي شما عميقاً روي موضوعي تمركز مي كنيد اين موضوع مورد توجه بخش ناخودآگاه شما قرار مي گيرد. اين قسمت از مغز پيغامهاي ضعيف يا درهم را پردازش نمي كند. قسمت ناخودآگاه زماني بهترين عملكرد را داردكه روي يك موضوع تمركز داريد كمترين بيشترين است

 

+نوشته شده در جمعه 10 آبان1387ساعت10:37 بعد از ظهرتوسط فاطمه ناصرپور |

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .

هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .

ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :

- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

 

گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .

ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .

خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .

اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني .

هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .

 

به ياد داشته باش :

به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،

به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است .

+نوشته شده در جمعه 10 آبان1387ساعت5:27 بعد از ظهرتوسط فاطمه ناصرپور |
چند تکنیک برای تغییر احساسات وتصورات ذهنی

توانایی در مدیریت و تغییر تـصورات ذهنی یکی از مهمترین
فاکتورها در رشد شخصیتی افراد به شمار می رود.

شـاید تـمام دلایـل و شـواهد عیــنی و منطقی حاکی از آن
بـاشد که شمـا ملزم بـه انجام کـاری هستیـد، امـا نـاگـهان
یک مرتبه احساسی در شما ایجاد شده و شما را از انجام
کاری که در ذهن دارید، باز میدارد. اگر بتوانید احساساتتان
را تابع خود کنید و اجازه ندهید که بر خلاف شما کار کنند، آنگاه می توانید تاثیرات شگرف موفقیت را در زندگی خود احساس کنید.

راههای زیادی وجود دارند که به واسطه ی آنها می توانید احساسات خود را تغییر دهید. در این قسمت قصد داریم تا شما را با 10 نمونه از آنها آشنا کنیم که البته شامل شکلات، درد، و یا الکل نیستند و با بکارگیری آنه به موفقیت دست پیدا خواهید کرد.

شاید برخی از آنها دقیقاً در همان زمان اجرا جواب ندهند، تقریباً مثل آموزش دوچرخه سواری است که ابتدا باید قدری تمرین کنید تا بتوانید به خوبی دوچرخه سواری را یاد بگیرید. اگر در مورد دوچرخه سواری کتاب بخوانید، هیچ گاه موفق نخواهید شد که آنرا یاد بگیرید و همان بار اول که سوار دوچرخه می شوید به زمین خواهید افتاد. اما یاد زمان کودکی بیفتید که چگونه دوچرخه بازی را یاد می گرفتید، سواردوچرخه میشدید، به زمین می افتادید، دوباره از زمین بلند می شدید، خاک های لباستان را تکان میدادید، و دوباره سوار دوچرخه می شدید و دوباره ودوباره ودوباره این کار را تکرار میکردید.

1- ریلکس باشید

این مورد شاید در نگاه اول ساده باشد، اما باید یاد بگیرید که زمانی آرامش خود را حفظ کنید که بیشترین فشار بر روی شما وارد می شود. زمانیکه این کار را انجام دهید آنوقت به این نتیجه می رسید که بخش اعظمی از ناراحتی و عصبانیتی را که احساس می کنید تنها زاییده ی خیال خودتان بوده.

در کتابی با عنوان "بازسازی درون" شاهزاده سرج خلیل مطالبی را در مورد تلاش برای حفظ آرامش به شرح زیر می نویسد:

زمانی که افراد در حال تلاش برای تغییر یکی از عادات خود هستند، اغلب شکایت میکنند که این امر نیازمند تلاش بسیار زیادی است. سایرین هم آنها را سرزنش میکنند که از قدرت اراده ی بسیار پایینی برخوردار هستند. اما حقیقت اینجاست که این افراد می خواهند به زور خودشان را مجاب کنند که یک چنین عادتی را از خود دور نمایند و تمام ماهیچه ها و سایر اعضای بدنشان را بر خلاف آن تجهیز می کنند.

یک چنین فشاری سبب ایجاد افزایش عصبانیت و خشونت در فرد می شود، انرژی او را از بین می برد و سبب می شود که نتواند به راحتی به نتیجه ی دلخواهد خود دست پیدا کند. نهایتاً هم آنها را در حالی می بینیم که در حال جنگیدن بادرونشان هستند و همانطور که مطلع هستید، چنین موردی هیچ کس را به نتیجه ی دلخواه نمی تواند برساند. تنها کاری که باید انجام دهید این است که تصمیمتان را از روی خواست و اراده و اختیار شخصی اتخاذ نمایید. ماهیچه های بدنتان را از فشار آزاد کنید، و تمرکز ذهنی تان را به آن سمتی هدایت کنید که دوست دارید برود و این کار را تا زمانی که به عادت جدید نرسیده اید، ادامه دهید.

2- سوالات متفاوت بپرسید

همه ما از خودمان سوال می پرسیم؛ اما ممکن است که این سوال ها آنقدرها هم خوشایند به نظر نرسند. به جای اینکه از خودتان بپرسید: "چرا باید این کار را انجام دهم؟" با خود بگویید: "چگونه می توانم این کار را انجام دهم که به نحوی از آن لذت بیشتری ببرم؟" و یا این کار چه کمکی می تواند به من کند؟" هیچ گاه از خودتان نپرسید که"آیا من قادرم چنین کاری را انجام دهم؟" به جای آن بگویید: "چگونه می توانم این کار را با موفقیت به پایان برسانم؟"

از خودتان سوالات بهتری بپرسید که به شما قوت قلب داده و روحیه تان را بالا ببرند.

با این پیش فرض از خودتان سوال بپرسید که گویی توانایی انجام همه ی کارها را دارید. سوال هایی را مطرح کنید که شما را به سوی راه حل ها روانه کرده و گزینه های جدیدی را پیش روی ذهنتان قرار می دهند و از بازگو کردن سوالاتی که احساس ناتوانی و کسالت در شما ایجاد می کنند، به شدت پرهیز کنید.

3- لبخند بزنید

لبخند زندن شادی و  نشاط بی شائبه ای را در شما ایجاد می کند. همین حالا خودتان را وادار کنید که برای مدت زمان 30 ثانیه بخندید. لبخند زدن قدرت عجیبی دارد. حتی زمانی که استرس بیش از اندازه ای را احساس می کنید، اگر این توانایی را داشته باشید که لبخند بزنید، بدن شما به طور اتوماتیک کلیه ی فشار و تنشی را که در خود احساس می کند به بیرون می ریزد. این کار سبب می شود که احساس شادمانی و خوشحالی به شما دست بدهد. همین حالا امتحان کنید تا متوجه تغییرات عدیده ی آن بشوید.

4- قدردان باشید

این یکی از ساده ترین و در عین حال موثر ترین تکنیک هایی است که می تواند احساس خوبی را در شما ایجاد کند همین تشکر و قدردانی است. فقط کافی است به اطراف خود نگاهی بیندازید و از هر چیزی که در اطرافتان می بینید تشکر و قدردانی کنید: از غذایی که می خورید، از بچه هایی که با هم مشغول بازی در گودال های گلی هستند، آواز خواندن پرنده ها، خانواده، دوستان و ...خوب شاید برخی از افراد چنین مسئله ای را قبو ل نداشته باشند و این امر برایشان قدری تعجب آور باشد.

اما امتحان آن مجانی است و نه تنها ضرری ندارد بلکه سود عظیمی را نیز در بر خواهد داشت. به هر حال تشکر و قدردانی به خاطر داشته ها خیلی بهتر از این است که تصور کنید هر چیزی که در زندگی دارید، حق مسلمتان بوده است.

5- الگوی فکری خود را تغییر دهید

ممکن است احساس خوبی نداشته باشید و در پی آن باشید که وقت خود را به بطالت بگذرانید. شاید تصور کنید که امروز توانایی انجام هیچ کاری را ندارید. فقط دلتان میخواهد به خانه بروید و بر روی تخت خوابتان دراز بکشید. اینجا درست همان لحظه ای است که باید سیستم ذهنی خود را متوقف کرده و مسیر حرکت آنرا به طور کلی تغییر دهید. این کار را می توانید با انجام کاری غیر منتظره و کاملاً جدید انجام دهید. با انجام کاری کاملاً متفاوت با آنچه در حال حاضر در حال انجام آن هستید شروع کنید.

چند نمونه پیشنهاد: یک لیوان آب سرد را برداشته و آنرا بر روی صورت خود بپاشید، و یا 10 مرتبه بالا و پایین بپرید و با خود تکرار کنید "ما قهرمانیم." به هر حال هر کاری را که به نظرتان می رسد می توانید امتحان کنید فقط باید کاری کنید که سیستم فکری تان به یکباره به طور کلی تغییر کند. کارهای خنده دار اغلب بهتر هستند چراکه خنده و شادی همیشه متضاد غم و اندوه و خشم و نفرت است. همچنین خنده استرس و تنش را نیز از میان بر می دارد.

زمانی که یک چنین کاری را انجام دادید، این امکان وجود دارد که دو مرتبه نتوانید کاری که قبلاً در حال انجام آن بودید را به یاد آورید. به عنوان مثال اگر دوستتان نزد شما آمده بود و سوالی مطرح کرده بود؛ ممکن است وقتی مجدداً به همان سیستم قبل باز میگردید، سوال او را فراموش کرده باشید. نقطه ی قابل توجه نیز همین جاست. چند کار را به طور سلیقه ای امتحان کنید که واقعاً بر روی حال و هوای درونی تان تاثیر بگذارند. کارهای بسیار زیادی وجود دارند که می توانید آنها را در مقابل دیگران انجام دهید، بدون اینکه آنها شما را دیوانه فرض کنند.

6- از یک آیتم بهبود موقعیت خارجی بهره بگیرید

در یکی از بخش های فیلم های تونی رابینز او می گوید که من پیش از اجرای برنامه هایم با ادی مورفی می نشینیم و فیلم نگاه می کنیم. این کار سبب می شود که آنها پیش از اجرای برنامه احساس خوشایندی پیدا کنند.

به طور حتم شما خودتان از این امر آگاه هستید و از آن تا حدودی استفاده می کنید، اما به هر حال ما در این قسمت چند نمونه برای شما ذکر می کنیم. می توانید حال و هوای خود را با گوش دادن به چند آهنگ مورد علاقه تغییر دهید. همچنین می توانید فیلم های کارتونی جذاب نیز نگاه کنید؛ و یا چند صفحه از کتاب مورد علاقه تان رابخوانید و یا سری به سایت های اینترنی جالب بزنید.

7- بخورید؛ اما نه زیاد نه کم

اگر احساس ناامیدی و خستگی در وجودتان مستولی شود، شاید لازم باشد تا چیزی بخورید تا میزان انرژی شما به حالت اولیه بازگشته و قند خونتان افزایش پیدا کند؛ اما سعی کنید در خوردن زیاده روی نکنید چرا که ممکن است احساس خستگی و خواب آلودگی به شما دست بدهد. اگر هم در بیشتر طول روز کارتان ایجاب می کند که پشت میز بنشینید، سعی کنید که در وعده های غذایی خود تغییر ایجاد کنید و میزان کربوهیدرات را به کمترین مقدار برسانید. شاید در خانواده ای بزرگ شده باشید که آداب سالم غذایی را رعایت کرده و خوب غذا می خوردند، اما باید به خاطر داشته باشید که شاید فعالیت های فیزیکی والدینتان از شما بیشتر بوده باشد.

8- مهار فیزیکی بدن

خوب شاید این کار قدری زمان و انرژی بیشتری را از شما بخواهد اما در مورد تمام افرادی که این کارها را انجام داده اند پاسخ مثبت گرفته شده است. به این منظور راست می ایستید، چشم هایتان را می بندید و خودتان را در آماده باش کامل فرض می کنید. به عنوان مثال من در یک چنین حالتی فرض می کنم که بسیار قدرتمند هستم و اعتماد به نفس بالایی دارم. می ایستم، نفس عمیقی می کشم، و قدرت را به درون خود وارد می کنم.

آیا این کار موفقیت آمیز هست؟ بله، تا حدودی. البته برای افرادی که برای اولین بار یک چنین کاری را انجام می دهند، شاید نتوانند به نتیجه ی 100% برسند، اما به تدریج که این کار را تکرار کنند به نتایج بهتری دست پیدا می کنند. بهتر است آرزوهای خود را به تصویر بکشید و هر چه را که می خواهید احساس کنید.

این کار بر پایه ی اصول کاملاً علمی که نظریه ی آن نخستین بار توسط ایوان پاولوف مطرح شد. او ابتدا برای اثبات این فرضیه از سگ ها و زنگوله استفاده کرد، اما بعدها توسط نورولینگوئیست ها این فرضیه برای انسان ها نیز به اثبات رسید.

9- با روی باز از موقعیت های سودمند جدید استقبال کنید

به طرز فکر خود نسبت به کار، روابط، پول، ورزش، و زندگی اعتقاد داشته باشید. این احساس را در خود پرورش دهید که تصمیماتتان در زندگی درست هستند. با خود بگویید: من می دانم این کار را چگونه باید انجام دهم." این امر حس بسیار خوبی را در شما ایجاد می کند. نوعی کامروایی آنی در شما ایجاد کرده و راحتی و امنیت بالایی را در شما ایجاد می کند.

البته نباید در انجام این کار زیاده روی کنید، چراکه با این کار ذهن خود را نسبت به موقعیت ها و گزینه هایی که ممکن است بعداً در پیش رویتان قرار بگیرند می بندید. می توانید در هر زمینه ای که به مشکل بر می خورید از کارشناسان موجود در آن زمینه بهره بگیرید. در این زمینه می توانید از سایت google و amazon نیز اطلاعات مفیدی بدست آورید. از این گذشته کارهایی هم هستند که می توانید هم برای حل مشکل و هم برای تغییر دیدگاهتان انجام دهید. به هرحال همیشه تعداد راه حل ها از تعداد مشکلات بیشتر هستند.

10- تجربیات و خاطرات مثبتتان را به یاد آورید

افکار منفی به راحتی می توانند بر شما غلبه کنند: "من نمی توانم این کار را انجام دهم،" "اگر آنها تصور کنند که بی لیاقت هستم، خدایا ممکن است شکست بخورم،" "چرا این لباس را انتخاب کردم، اصلاً زیبا نیست" و غیره.

زمانی که آماده حضور یافتن در یک جلسه، مصاحبه ی شغلی، و یا قرار ملاقات میشوید، سعی کنید به یاد زمانی بیفتید که چنین کارهایی را انجام داده اید و با سربلندی از آنها بیرون آمده اید. به یاد مواقعی بیفتید که آرام بودید و اعتماد به نفس بالایی داشتید. اجازه دهید چند نمونه از بهترین خاطراتتان به ذهنتان خطور کنند. اجازه دهید افکار خوب، خاطرات منفی را از ذهنتان پاک کنند.

این کار به شما کمک می کند تا بتوانید سهم مثبت و موفق وجودتان را پیدا کنید. این شخصیت مثبت همیشه در وجود شما هست، اما فقط گاهی حضور آنرا فراموش میکنید و آن هم زمانی است که در گردابی از افکار منفی غوطه ور خواهید شد. به جای اینکه همواره افکار منفی را در خود پرورش دهید، بر روی افکار مثبت خود تمرکز کنید. این امر می تواند تغییر بزرگی در زندگی شما ایجاد کند.

اگر یاد بگیرید که چگونه می توانید احساسات خود را هدایت و مدیریت کنید، نه تنها احساسات خوبی در شما ایجاد می شود، بلکه جنبه های کاربردی زیادی نیز در زندگیتان ایجاد خواهد شد. اگر احساس بهتری داشته باشید، دنیا را نیز بهتر خواهید دید و موقعیت های سودمند بیشتری نیز پیدا خواهید کرد. در یک چنین حالتی احساساتتان نیز در راستای خواست هایتان حرکت می کنند و دیگر به عنوان یک مانع محسوب نمی شوند.

به خاطر داشته باشید وقتی که می خواهید دوچرخه سواری یاد بگیرید، باید به ندای درونتان گوش بدهید، اگر بار اول موفق نشدید، بلند شوید، خاک را بتکانید و یک بار دیگر تلاش کنید.

 

+نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387ساعت7:20 بعد از ظهرتوسط فاطمه ناصرپور |
رؤياي خود را دنبال كن

 

(نويسنده بك كانفيلد)

من دوستي به نام مانتي رابرتز دارم كه يك مزرعه پرورش اسب دارد.

يك روز كه در حال صحبت بوديم او داستاني را براي من نقل كرد. داستان پسري كه فرزند يك تعليم دهنده اسب دوره گرد بوده كه از اصطبلي به اصطبل ديگر، از مسابقه اي به مسابقه ديگر و از مزرعه اي به مزرعه ديگر مي رفت تا اسب ها را آموزش دهد. بنابراين درس خواندن آن پسر در دبيرستان مرتباً با وقفه مواجه مي شد وقتيكه سال آخر دبيرستان بود از او خواسته شد تا در يك صفحه بنويسيد تا در آينده مي خواهد كه و چه كاره باشد.

آن شب او هفت صفحه در توصيف هدف خود يعني داشتن يك مزرعه پرورش اسب نوشت. او درباره رؤياي خود با تمام جزئياتش نوشت و حتي يك شكل از يك مزرعه 200 جريبي كه در آن محل ساختمانها و اصطبلها و مسير مسابقه مشخص شده بود كشيد. و سپس نقشه يك ساختممان 370 متر مربعي را كشيد كه در مزرعه 200 جريبي او واقع شده بود.

او تمام آرزوهاي خود را در آن پروژه قرار داد و روز بعد آنرا به معلم  داد. دو روز بعد نوشته هايش به دست خودش بازگشت در صفحه اول يك F (نمره بسيار پايين) با رنگ قرمز نوشته شده بود. با يك توجه كه نوشته بود «بعد از كلاس بيا پيش من». پسر با  صفحات حاوي رؤياهايش به ديدن معلم خود رفت و از او پرسيد چرا نمره اش F شده است؟

معلم در پاسخ به او گفت اين يك رؤياي غير واقعي براي پسري در شرايط توست. تو فرزند يك خانواده دوره گرد از خانواده سطح پاييني هستي! و هيچ سرمايه اي نداري براي داشتن يك مزرعه پرورش اسب مقدار زيادي پول لازم است. تو بايد يك زمين و اسبهايي با نژاد اصيل بخري و آنها را تكثير كني كه همه اينها مقدار زيادي پول لازم دارد. براي انجام چنين كاري هيچ راهي وجود ندارد. پس از آن، معلم اضافه كرد: اگر تو دوباره با واقع گرايي بيشتري اين مطالب را بنويسي من هم در نمره تو تجديد نظر مي كنم.

پسر به خانه رفت و مدت طولاني در اين مورد فكر كرد و از پدرش در اين باره كمك خواست ولي پدرش به او گفت ببين پسرم تو بايد خودت اين كار را تمام كني و از ذهن خودت كمك بگيري. البته من مي دانم كه اين تصميم بزرگي براي توست.

بالاخره بعد از يك هفته كلنجار رفتن پسر همان صفحات را بدون هيچ تغييري به معلمش برگرداند و به معلمش گفت تو مي تواني نمره F را براي من نگه داري و من هم رؤياي خود را براي خودم نگه مي دارم.

بله آن پسر مانتي بود. او اكنون يك مزرعه اسب 200 جريبي دارد و در حالي اين داستان را تعريف مي كرد كه در خانه 370 متر مربعي خود نشسته بود. مانتي ادامه داد. من هنوز آن ورق كاغذها را دارم. او اضافه كرد بهترين قسمت داستان اينجاست كه دو تابستان پيش همان معلم دبيرستان 30 دانش آموز خود را به مزرعه اسب من براي يك تور يك هفته اي آورد. وقتي كه معلم قديمي داشت آنجا را ترك مي كرد گفت من معلم تو بودم من سارق رؤياي تو بودم. در آن سالها من رؤياي بچه هاي زيادي را دزديدم اما خوشبختانه تو آنقدر عاقل بودي كه رؤياي خود را نگه داري.

اجازه ندهيد هيچ كس رؤياي شما را بدزدد از قلب خود فرمان بگيريد.

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت1:4 قبل از ظهرتوسط فاطمه ناصرپور |
راه گریز از قفس

 

به این نکته بیا ندیشید که چگونه می توان توانایی های خود را در جهان مادی تقویت کرد . دو ساعت تمرین پیانو در روز می تواند توانایی شما را در نواختن پیانو تقویت کند . ضربه زدن به توپ گلف در روز بازی شما را در رشته ی گلف تقویت میکند . اما در دنیای فاقد شکل و ماده ؛تجسم های ذهنی ؛ تنها ابزار برای تمرین محسوب میوند  . هرشب ؛ قبل از رفتن به بستر ؛ تصاویری از هدف ها و آرزو های خویش را به ذهن راه دهید و از این طریق به تمرین ذهنی بپردازید . اگر آرزو دارید که از اندام متناسبی برخوردار شوید؛جسم مناسب وزیبای مورد نظر خود را بارها در ذهن مشاهده کنید . اجازه دهید که ذهنتان از این تصاویر سرشار شود . در طول روز بارها بر این تصویر یا آرمان متمرکز شوید و آن قدر به آن انرژ ی مثبت بدهید تا در برون به صورت واقعیتی عینی جلوه گر شود . در این فرآیند شما از مکانیزم تمرکز فکر بر روی تصاویر مثبت سود میبرید ؛اگر آنچه می خواهید یک شی است ؛ خود را در حال استفاده و تحسین ولذت بردن از آن شی  تصور کنید و اگر خواسته ی شما وضعیت یا رویدادی است ؛ خود را در آن موقعیت تصور کنید ؛ ببینید که به طور غیر ارادی کار بر روی تصاویر تازه را آغاز کرده اید . به مجرد این که به گونه ای عمل کنید که پنداری آنچه را که پیشاپیش مایلید باشید ؛هستید ؛ به طور خودکار اعمال و رفتار مناسب را برای به فعالیت درآمدن این تصاویر به مرحله اجرا خواهید گذاشت .

به جای این که رفتارتان را مرکز توجه قرار دهید ؛هرروز بر روی افکارتان کار کنید؛در حقیقت این افکار شماست که احساساتتان را می آفریند و در نهایت به اعمالتان منتهی میشود . بنابراین به این بخش از هستی خویش ؛توجهی را که به راستی شایسته ی آن است ارزانی دارید . ما بیشتر به طور ناخود اگاه به سیر اندیشه -های خود هوشیاری نداریم . بنابراین بکوشید خود را در حال زمزمه ی عبارات نا امید کننده غافلگیر کنید . برای مثال اگر در دل میگویید :« هرگز نمیتوانم خود را از زیر بار قرض برهانم .» یا« هر چقدر بکوشم نمیتوانم تقاضای همسرم را برآورده کنم » نرم وملایم به خود گوشزد کنید :«به جای این که اجازه دهم افکارم از اوضاع و شرایط زندگیم تاثیر پذیرد ؛برای رهایی از این مخمصه دست به عمل میزنم .» آنگاه افکار خویش را در ذهن مرتب و خود را فارغ از هرگونه قرض و بدهکاری ؛آزاد و رها مشاهده کنید . به این ترتیب پس از مدت کوتاهی خود را در حال ارائه ی کارت اعتباری ؛ کار کردن در شغل دوم و پرداخت بدهکاریتان – که از تصاویر ذهنی ناشی میشود – خواهید یافت . این اصل در روابط خا نوادگی نیز مصداق دارد . برای مثال هرگاه براساس تصویری که همسرتان را فردی انعطاف پذیر معرفی می کند رفتار کنید ؛با او به گونه ای برخورد خواهید کرد که گویی قصد دارد با شما نرم وملایم رفتار کند ویا اگر تصاویری از خود را که رابطه ای سرشار از عشق و هماهنگی با همسرتان برقرار کرده اید مشاهده می کنید ؛چندی نمی گذرد که اعمال و رفتارتان براساس این تصاویر شکل گرفته و تحقق می یابد . براین اساس به جای این که رنجش به دل بگیرید که چرا همسرتان  یک دنده و انعطاف پذیر است ؛بر مبنای تصویری از خویش که شما را فردی هماهنگ معرفی می کند رفتار می کنید . اگر بر این مسائل چیره و بر هدف های خود نائل بیایید ؛زهی سعادت؛ واگرنه دست کم در مسیری آکنده از صلح و صفا گام برداشته اید.بنابراین برای ترمیم روابط ؛به جای اینکه ذهن را از تصاویر تلخ و گزنده –که از موقعیت غیر قابل تحملی حکایت می کند –سرشار کنید ؛روابط محبت آمیز و شیرین در ذهن بیافرینید و آنگاه بر اساس این تصاویر دست به عمل بزنید . به هرحال کیفیت روابط ماباتصاویرذهنی و افکارمان متصل است . آنچه را که میبینیم ؛دلیل و شاهدی است برآنچه باور داریم .

 

+نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت0:55 قبل از ظهرتوسط فاطمه ناصرپور |
7 مانع موفقیت


۱) پشت گوش‌ اندازی
افرادی که علامت مزمن این "بـیـمـاری" در آنها دیده میشود، مایلند با این جملات توجیه کننده که " تمام کردنش کاری نخواهد داشت" و یا "نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است"، کارها و وظایف‌شان را برای همیشه از سر خود باز کرده و به تعویق بیندازند.

اگر کاری در حد و اندازه قابلیت‌هایتان به شما روی آورد ولی به دلیل عذر و بهانه‌های ذکر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آوردید، قطعا" پشت گوش اندازی مشکل اصـلی بـوده و باید مرتفع گردد. احساس می‌کنید که زمان در اختیار شما اسـت، اما هنگامی کـه وقـت موعود نزدیک می‌شود، برای اتمام کار بسرعت هجوم می‌آورید و نتیجه آن خواهد شد که آن طور که در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهید ماند.

۲) ترس از موفقیت
مانع اصلی دیگر واهمه داشتن از موفقیت است. با اینکه چنین افرادی دقیقا" می دانند که برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا بدلیل داشتن ترس از موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـب‌آور میباشد. نگرانی از آینده و همه مسائلی که در نهایت گریبان‌گیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آنها می گردد؛ مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی بنظر خواهد رسید.

تشخیص و حل این مشکل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازی است. بـا کمی هم محوری و اندکی صبر و شکیبایی فردی که از پذیرش مسؤلیت‌هایی کــه موفقیـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، میتواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد.

۳) وسواس
افراد موفق دارای خصوصیتی مشترک هستند و آن قابـلیـت تمرکز بر اندیشه‌های بـزرگ می‌باشد. برای بسیاری اتخاذ چنین دیدگاهی مشکل است چرا که خود را کاملا محدود و متعهد به انجام کارهای جزئی و کوچک می‌نمایند. تلاش زیاد برای انجام کارهای جزئی زیان‌آور است چرا که زاویه دید را محدود خواهد کرد. اگر برای اتمام هر کار کوچکی مصر باقی بمانید، هرگز قادر نخواهید بود به اهداف والای خود دست پیدا نمایید.

اینگونه افراد،سخت کوشی و تلاش زیاد را لازمه زندگیشان دانسته اما عزم و اراده خود را برای کاربرها و مصارف مفید بکار نمی‌بندند. تنظیم دقیق مهارت‌های مدیریـت زمـانـی در برطرف کردن این مشکل کمک فراوانی خواهد نمود.

۴) ناامنی
افراد ضعیف و سست بنیان بعلت داشتن احساس ناامنی،در کارشان پیشرفتی حاصل نمی‌گردد. شاید یکی از دلایل عدم موفقیت اینگونه انسان‌ها در بی‌میلی آنها برای نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نیست؛ فقدان اطمیـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها می‌گردد.

۵) اطرافیان
ممکن است شما همه شرایط لازم برای منعکس نمـودن فردی موفق از خود را دارا باشید، اما آیا دوستانتان شـما را در این راه همراهی می‌کنند؟ ممکن اسـت آنـها دیـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادی از مـوفـقیت نسبت بشـما داشـتـه باشند. ( و یا اصلا" دیـدگاهی نداشته باشند )دوسـتـان به علت تاثیرات منفی راه رسیدن بـه موفـقیـت را برایتان سخت و دشوار میکنند.

برخی از اطرافیان حتی ممکن است متوجه پـتـانـسیـل واستعدادهای نهانی شما نشده و باعث زمین خوردگی وتردید در قابلیت‌ها و توانایی‌ها گردند.

۶) فقدان منابع
هیچ چیزی ناهنجارتر از این مـوضـوع نـیست که انسان با وجود داشتن همه قابلیـت‌های لازم جـهت رسـیدن بـه مـوفقیت، فقط بخاطر عوامل خارج از کنترل خود، از پیشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالی و یا کمبود زمان بدلیل نگهداری از خانواده و یا مسؤلیتهای دیگر میتواند یک قاتل واقعی باشد. رشد کـردن زیـر خـط فقر و یا تامین نمودن نزدیکانی که به شما نیازمند هستند، آینده را بسیار متفاوت از آن چـیـزی کـه در تصـورتـان بوده ترسیم خواهد نمود.

۷) نیاز به دیدگاهی درون‌نگر
یک معلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرایدار میتوانند بطرق مختلفی مـوفق باشنـد. با اینکه موفقیت در کار ممکن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نیافتید، بیمناک نگردید. یـک قـدم بـه عـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـی نمایید.

خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفس‌تان، دقت کنید که قدم‌های صحیـحـی جهت بهینه نمودن فرصت‌ها برای بدست آوردن موقعیتی موفق‌تر و راضی کننده‌تر بردارید.
+نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387ساعت6:44 بعد از ظهرتوسط فاطمه ناصرپور |
می توانم شکست بخورم - همه شکست می خورند

 

شکست خوردن یکی از واقعیتهای زندگی است . هیچ کس یارای فرار از آن راندارد. مهم این نیست که ما شکست می خوریم ؛مهم این است که چگونه شکست می خوریم . تفاوت میان کسانی که شکست می خورند و آنهایی که موفق میشوند در تعداد دفعات شکستشان نیست مهم این است بعد از شکست چه می کنند؟.....

 

 

                                                                                                            

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت11:24 بعد از ظهرتوسط فاطمه ناصرپور |
برای آنکه آدم خوش صحبتی باشید

 

 

صحبت ؛بازی دلنشینی است به شرط آن که از قواعد آن پیروی کنید . شما با رعایت چند دستور ساده می -توانید فردی خوش صحبت و مورد توجه باشید .

انسان باید در روابطی که با همنوعان خود برقرار می کند ؛از هرگونه برخورد بی جهت ؛ناسازگاری و عدم توافق دوری کند و علت این برخوردهاو ناسازگاری ها هرچه باشد باید از آن پرهیز کرد و هیجان عصبی و دلتنگی و خودخواهی و مسخره بازی نباید در این روابط تاثیر داشته باشد . در این جا برخی از این قواعد و قوانین شرح داده می شود :

 

 

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت11:45 بعد از ظهرتوسط فاطمه ناصرپور |